کلک بلوچستان

"شان و پار"؛ این واژه را زیاد شنیده اید. در بین بلوچ های زاهدان و زابل کاربرد دارد. نمی دانم در مناطق دیگر هم هست یا نه.

این ترکیب در واقع عربی است."شان" باید همان "شأن" باشد و "پار" باید همان" فخر" باشد. به کسی که اهل تکبر و غرور است می گویند "فلانی شان و پار داریت". یعنی غرور و تکبر دارد. برای خود شأن و جایگاه ویژه ای قایل است و به خود و داشته هایش فخر می فروشد. نمونه ی دیگری از "پار" را ما در اسم بلوچی"پاردین" می بینیم. یقینا "پاردین" همان "فخرالدین "است. پس اسمی بلوچی کاملا نیست، بلکه عربی و تغییر شکل یافته بلوچی است. مانند "مایدین" که همان "محی الدین" است. جالب است که "بیدالله" که اسمی بلوچی تصور می شود، همان"عبیدالله" است. توجه دقیق به واژگان بسیاری حقایق را برای ما روشن می کند. برخی اصول هست که ما را در تبیین اصل کلمات بلوچی یاری می کند. امید است بتوانیم در آینده ی نه چندان دور به برخی موارد اشاره کنیم.

کل مانت (kalmant) ؛ که البته "ت" آن به شکل پاکستانی شبیه است و دقیقا همان"ت" فارسی نیست. این اصطلاح بیشتر برای دختران بزرگسال و حتی برای دخترانی که سن بالایی دارند و ازدواج نکرده اند به کار می رود. گاه نیز معادل "ترشیده"ـ اگر جسارت نباشد دانسته شده است.

به نظر می رسد مانند بسیاری واژگان و ترکیبات پیشین که مورد بررسی واقع شده اند، این واژه ی مرکب نیز به فارسی نزدیک است. بنده تصور می کنم "کل مانت" همان "کهل ماند" یا "کهل مانده" باشد. یعنی کسی که در سن بالایی قرار دارد و هنوز ازدواج نکرده است، در فرهنگ لغت نیز "کهل" موجود است.

هر چند همیشه در بلوچی "کل مانت"چنین معنایی ندارد.در بلوچی بسیاری اوقات "د" تبدیل به "ت" می شود. مانند:"شت" که همان"شد" است.

کتره (katra) ؛ به معنی "دم، لحظه ی کوتاه و.." است. همانی که ما در زبان محاوره می گوییم "یه لحظه، یه کم و..". بنده تصور می کنم "کتره" همان "قطره"ی فارسی باشد. در بلوچی اصیل "ق" ها به شکل "ک" تلفظ می شود. امروزه هم اگر واژگانی حاوی "ق" داریم شکل امروزین و مدرن آن است که به فارسی نزدیک شده است. به هر حال اگر حدس ما درست باشد واقعا واژه ای زیبا ساخته اند. قطره نماد کم بودن و اندک بودن است و نیکو واژه ای ساخته اند نیاکان ما.

مثال: یَک کَترَه بوَسپ!:یک قطره(یک کم)بخواب!