درد بلوچستان کم سوادی و فقر و محرومیت است
محمود براهویی نژاد
تنها درد جامعه بلوچستان نداشتن استاندار و کمبود مدیرکل نیست ، درد کم سوادی و فقر و محرومیت است. درد کشته شدن و نابود شدن در مسیرهای تباهی است. درد بی خانمانی و تعصب خشک است . درد ما این است که جوان بلوچ امروز نمی تواند بلوچی بخواند و بنویسد زیرا عده ای خواسته اند به جای مسلمان از او عرب بسازند.
پس از سالها فعالیت روزنامه نگاری و بودن در میان این جامعه رنج کشیده دریافته ام که تا زمانیکه خودانتقادی نکنیم و مشکلات را از درون نبینیم رنجهای جامعه ما همچنان تداوم خواهند داشت. ما ناخودآگاه عادت کرده ایم که مشکلات خود را به گردن دیگران بیاندازیم و همیشه به دنبال مقصری بجز خود برای اشتباهاتمان بگردیم. هر چند ممکن است دیگران نیز بی تقصیر نباشند اما انصاف حکم می کند که به تقصیرات خود اعتراف و آنها را اصلاح کنیم
ممکن است این مطالب خوشایند برخی دوستان نباشد و می دانم که خیلی از دوستان از بیان این مطالب ناراحت می شوند و البته در انگ و برچسب زدن تخصصی کم نظیر دارند و کم نخواهند آورد اما واقعا تا کی می خواهیم خود و مردم را فریب بدهیم .
هرگاه سخن از مطالبات قوم بلوچ و اهل سنت به میان می آید بزرگان قوم میدان سخن را به دست می گیرند و از نظام می خواهند که بلوچها و اهل سنت را در پستهای مدیریتی مشارکت بدهد.
شکی نیست که این خواسته یک طلب مشروع و قانونی است و عدم توجه به آن نه فقط نقض قانون اساسی که بر حقوق مساوی اقوام و مذاهب تاکید کرده ، می باشد و تبعیضی آشکار نیز تلقی می شود . اما پرسشی نیز در اینجا مطرح می شود که آیا همه مشکلات اهل سنت و قوم بلوچ حل شده و فقط پستهای مدیرکلی و استانداری مانده است که باید به آنها واگذار شوند. معدود بلوچهایی که تا کنون پست مدیریتی گرفته اند چه تاجی بر سر این قوم و مردم زده اند؟












