بقلم؛ ابراهیم حسین بر    20 آوریل 2011

يكي از مبادي مهم اخلاقي در برخوردهاي اجتماعي، حسن ظن به ديگران و برداشتن عينك بدبيني از روي چشم هاي خود نسبت به اعمال آنان است. اعراب در زمان جاهليت معتقد بودند {انصر اخاك ظالماً او مظلوماً}، يعني برادر خود را ياري ده خواه ظالم باشد يا مظلوم! و اين چيست جز اوج تعصب. اما چون طليعه اسلام بر جهان تابيدن گرفت، پيامبر اسلام مفهوم اين جمله را تغيير داد و به آن تفسير جديدي بخشيد، چنانكه فرمود؛ ياري رساندن به ظالم عبارت است از منصرف كردن وي از ظلم.

در اينجا تعصب مذهبي مد نظر نيست بلكه منظور تعصب در ذات خود است، تعصب مي تواند هر موضوعي را در برگيرد و هر شخصي را در دام خود گرفتار سازد. تعصب چنان مذموم واقع شده كه مي توان آن را همتاي جنون و ديوانگي دانست.

متاسفانه آثار و نتايج تعصب در بلوچستان بگونه اي نمايان است كه جهانيان آن را يك ويژگي براي اين منطقه برشمرده اند، آري تعصب چنان بلوچ را سوخته و آتش به دامان بلوچستان زده كه جز خسران و نابودي بر جاي ننهاده است. به جهت اينكه بلوچستان زيستگاه گروههاي اجتماعي و سياسي متعددي است، هر گروه ويژگي هاي خاصي را به خود نسبت مي دهد كه از آن بوي قداست و عصمت به مشام مي رسد، تبليغات و فرافكني آنها به حدي است كه گويا سوابق آنان جز مردان بزرگ به خود نديده و بالاخره تمام عناصر خود را عالم به همه مسائل مي دانند.

البته در سالهاي اخير شاهد شكلگيري بنيان جديد اجتماعي از نسل جوان بلوچ هستيم كه به لحاظ الهام گيري از نظام پوياي جهاني و برخورداري از تحصيلات آكادميك خود را به عنوان نسل روشنفكر و صلح جو به جامعه بلوچستان معرفي نموده است كه نويد جامعه اي متمدن تر و نزديكتر به آرمان هاي بشري و معيارهاي جهاني را مي دهد، در واقع اين نسل جوان بلوچ مي تواند با بكارگيري ابزارهاي مؤثر و روش هاي جامعه شناختي نوين، با زدودن آثار بجاي مانده از دوران جاهليت، ارتباط و تعامل مثبت تري را بين جامعه بلوچستان و دنياي پيرامون و بيرون برقرار سازد.

اما گذشته از تعصباتي كه مظاهر اجتماعي داشته و در گذشته در مناطق مختلف بلوچستان رواج داشته اند، گويا موج جديد افراطگرايي و طالبانيسم كه جهان در برگرفته، به اين سوي مرزهاي ايران و بلوچستان نيز كشيده شده و توده هاي مردمي را اغفال و به دامان خود مبتلا نموده است، تعصباتي كه به شكل عقده هاي مذهبي از زبان گروه هاي تروريستي از جمله جندالله بيان گرديد، بياني از خشونت و ترور كه سالهاست ادامه دارد و تا به امروز به حيات وحشيانه خود ادامه مي دهد.

امروزه بلوچستان يكي از مناطقي در دنياست كه بدليل رواج سنت هاي منسوخ شده در جهان به شدت مورد نكوهش و انتقاد قرار گرفته و بيانيه هاي متعددي در خصوص نقض حقوق انساني كودكان و زنان بلوچ از سوي سازمان ها و مجامع بين المللي منتشر گرديده است.

مشاركت اجتماعي زنان بلوچ در واقع مهمترين موضوع جنجال برانگيز بوده است كه از سوي روشنفكران و حاميان حقوق بشر مورد تاكيد قرار كرفته و اما از جانب ملاهاي افراطي و متعصبين بلوج به دليل آنچه كه متضاد با  "غيرت" يا مردسالاري شمرده مي شود به شدت مورد تقبيح قرار گرفته است، تعصبي از نوع تحجر و قداستي وهم آلود و آلوده به معصيتي بزرگ، براستي جه گناهي عظيم تر از آنكه بزرگترين بخش از جامعه بلوچستان را خانه نشين كرده و مستعدترين، هنرمندترين و با فرهنگ ترين بانوان ايراني را از فعاليت و بروز اجتماعي بازداريم؟ و اينجاست كه مفهوم اين آيه قرآن كريم معنا بيدا مي كند كه؛ انسان مخلوق ظالم و جاهليست و بالاترين ظلم انسان، ظلم به نفس خويش، به خانواده و جامعه خود است.

متأسفانه تعصب چنان در جامعه سيستان و بلوچستان ريشه دوانده كه امروزه به عنوان يك ارزش و حتي افتخار شمرده مي شود!! اما اين تعصب را مي توان بيشتر ناشي از تأثير پذيري جامعه بلوچ  از كشورهاي مجاور و نوعي فرهنگ وارداتي دانست كه بعد مذهبي آن توسط مولوي هاي خارج درس خوانده تشديد شده است، تعصب و افراط در واقع همان نظام آموزشي عربستان سعودي، هند و پاكستان است كه با تزريق سوء هدفمند آن در قالب دانش ديني به جهان، اهداف مكتب وهابيت وطالبانيسم تحقق مي يابد.

اما به هر حال تعصب يك رفتار خطرناك و يك ناهنجار در جامعه است كه مي بايست توسط عناصر فردي و حزبي كنترل شود، تعصب چه در بعد مذهبي و چه در بعد سياسي و اجتماعي موجب نفاق و تشتت گرديده و ريسمان اتحاد و عطوفت را مي گسلد و حتي يک نقد ساده را به دشمني و كينه توزي مبدل مي سازد. اما در جهان امروز، در عصر پژوهش و تحقيق و دنياي انسان سالار كه به اعتقاد و باور هر فرد به ديده احترام مي نگرد، انتظار مي رود كه ديگر شاهد رفتار متعصبانه در جوامع متمدن بويژه جوامع اسلامي نباشيم.