سیستم معیوب آموزش در سیستان و بلوچستان
پژوهنده؛ ابراهیم حسین بر اول می ۲۰۱۱
تعليم و تربيت علمي ظريف و هنري ارزشمند است كه در مفهوم جديد وظيفه اش هدايت انسان بر اساس استعدادها و قابليت هاي فردي و نيازهاي اجتماعي و ارزش هاي معنوي و فرهنگي در جهت اهداف مطلوب است. آموزش و پرورش ارزشمندترين و گرانبهاترين امور است كه از نخستين آموزشگاه و پرورشگاه يعني خانواده منشا مي گيرد و فرآيندي پويا و مستمر است. آموزش و پرورش درواقع عين زندگي است نه تقليدي از زندگي، مجموعه تلاش هايي است سنجيده و منظم براي نيل به هدف هاي مشخص، نه اقدامي از روي آزمايش و خطا، تلاشي است براي تأديب كردن و با ادب شدن، آموختن راه و رسم زندگي كردن در دنياي كنوني و چگونه زيستن، تلاشي براي انتقال ميراثهاي فرهنگي مطلوب و ارزشمند از نسلي به نسل ديگر كه يقينا در فضاي عاطفي و امن تحقق مي يابد. آموزش و پرورش تلاشي است آگاهانه و عالمانه و نه عملي تصادفي و كوركورانه، تلاشي براي شكل دهي و توسعه رفتارهاي مطلوب و از بين بردن و تضعيف رفتارهاي نامطلوب، تلاشي مبتني بر برنامه ريزي، اجرا و ارزيابي، مبتني بر ارزش ها، هنجارها و اصول اخلاقي، تلاشي هدفمند، هدف مدار و جهت دار.
آموزش و پرورش بدنبال پرورش انسانهاي چندبعدي، جامع نگر و وحدت يافته است، هدف آموزش و پرورش آماده سازي فرد براي زندگي در دنياي واقعي است، نه دنياي مصنوعي و گلخانه اي. هدف آموزش و پرورش مستقل سازي انسان و قادرسازي او براي رفع نيازهاست، آموزش و پرورش بدنبال فراهم كردن فرصت هايي براي تجربه كردن و داشتن تعامل با محيط است.
لازمه ماندگاري و دوام و بقاي انسانها در عرصه تحولات پرشتاب در مراكز آموزشي بيشتر از ساير سازمانها بوده، بدين ترتيب مدارس بايد عادتها و رويه ها را محك مجدد بزنند و با ديده نقادي به راهيابي بهتر در همه زمينه ها بپردازند، در شرايطي كه در جهان مديريت بدون مرز مطرح است و در صحنه هاي جهاني به آن پديده جهاني سازي مي گويند.
سازمانها بويژه سازمانهاي آموزشي لازم است بر حوزه استحفاظي خويش بينديشند، هر چه تاثير عوامل محيطي بر سازمان ها بيشتر مي شود، تصميم هاي آموزشي بار استراتژيكي بيشتري پيدا مي كنند، حال اين سوال مطرح مي شود كه در مواجهه با تنگناهاي آموزشي چگونه بايد عمل كنيم؟
1- چشم خود را ببنديم و به راه موجود ادامه دهيم. در اينصورت نسلي وابسته و به دور از نوآوري و خلاقيت و استقلال در زمينه هاي مختلف خواهيم داشت.
2- در خانه ي علم را بكوبيم و ببينيم در جهان چه خبر است. پنجره ي آگاهي را باز و به تربيت نسلي بپردازيم كه براي ساير جهان الگو باشد.
براي انتخاب راه دوم بايد ابزار، بينش و تفكر داشته باشيم، در غير اينصورت مستهلك مي شويم و فرهنگ ما به صورت فسيل در موزه ها نگهداري مي شود و فرهنگ بيگانه جايگزين خواهد شد. كارشناسان مهارتهاي مورد نياز دانش آموزان در قرن 21 را به سه طبقه، مهارتهاي انساني، پايه مشترك زندگي و زندگي شخصي تقسيم بندي نموده اند.
مهارتهاي انساني: اهم اين مهارتها عبارتند از؛ استقلال، واقعيت جويي، انعطاف پذيري، عزت نفس، نگرش جهاني، تفكر استراتژي و سيستمي، روحيه پرسشگري، پژوهش، خودشناسي، خود كنترلي، مقابله با استرس، زندگي در شرايط بحران، يادگيري چگونه دانستن، چگونه انجام دادن، چگونه با ديگران زيستن، چگونه شدن، مشكل گشايي، اعتقاد و احترام به ارزش ها، توان برقراري ارتباط، مشاركت جويي، انعطاف پذيري، تعمق و مسئوليت پذيري.
مهارت هاي پايه مشترك زندگي: مهارتهاي حل مسئله، تفكر خلاق، تفكر انتقادي، خودآكاهي، همدردي و همدلي، گره زدن عقلانيت تكنيكي با عقلانيت عاطفي، بصيرت تكنولوژيكی، بصيرت قانوني، تصميم گيري، ارتباط موثر، مقابله با تضادها و ..
مهارتهاي شخصي :پايبندي به ارزش ها، حق گويي، حق طلبي، هدف گذاري، مباحثه و مذاكره، توان انجام كار، برنامه ريزي حرفه اي، نفوذ در ديگران و قدرت رهبري.
لازمه تحقق مهارتهاي سه گانه مذكور داشتن يك نظام آموزشي كيفي است و از طرفي كيفيت هر نظام آموزشي به كيفيت معلمان آن وابسته است. در حقيقت هيج كشوري نمي تواند از سطح معلمان خود بالاتر رود.
با توجه به اينكه امروز در قرن بيست و يكم و ايران 1400 هستيم، بايد توجه داشته باشيم كه در قرن بيست و يكم يادگيري بر چهار ستون اصلي يعني يادگيري چگونه دانستن، چگونه انجام دادن، چگونه با ديگران زيستن و چگونه شدن استوار است. به بيان ديگر امروز رهبران آموزشي بايد پاسخگوي سوالاتي مانند؛ چه چيز را بياموزيم؟ چگونه بياموزيم؟ چرا بياموزيم؟ و تاكيد آنها بر خودقضاوتي و خودكنترلي باشد.
پيش فرض مراكز آموزشي، همان فرموده پيامبر اكرم-ص-؛ ز گهواره تا گور دانش بجوي به دانش آموزان باشد و يادگيري را چنان نهادينه نمايند كه حاصل آن انسانهاي توسعه يافته اي باشد كه منجر به نوآوري و نوانديشي در جامعه شوند.
در قرن بيست و يكم، آموزش و پرورش كشوري و مناطقي همجون سيستان و بلوچستان بايستي به موارد زير توجه خاص معطوف دارند؛
1- دانش آموزان مهمترين سرمايه هاي استان هستند.
2- آموزش و پرورش موتور محرك جامعه سيستان و بلوچستان و مادر همه تحولات است.
3- لازمه توسعه ابعاد مختلف جامعه تحول فرهنگي در نظام آموزش و پرورش استان است.
4- آموزش و پرورش در بستر پژوهش معنا و مفهوم واقعي خود را خواهد يافت، به بيان ديگر بدون پژوهش، آموزش بي نتيجه خواهد ماند و اين امريست كه در مورد فضاهاي آموزشي سيستان و بلوچستان كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
5- هزينه هاي آموزش و پرورش را بايد به عنوان سرمايه گذاري در نظر گرفت، بنابراين منابع مالي بيشتري را مي بايست صرف توسعه آموزش در سيستان و بلوچستان، بعنوان توسعه بنيادين نمود.
6- ايجاد هماهنگي بين برنامه هاي روزانه و برنامه ريزي جامع.
7- ايجاد هماهنگي بين سنت و نوگرايي بدون آسيب پذيري به اين دو وجه، با در نظر گرفتن جامعه سنت گراي بلوچستان و اينكه آموزش و پرورش بعنوان پديده اي نو شناخته مي شود.
8- ايجاد انطباق بين جهاني شدن و بومي ماندن؛ با توجه به اينكه بلوچستان جامعه اي فرهنگ گريز نيست و اتفاقا در جهت حفظ و رشد فرهنك بومي حركت مي كند، در فرآيند جهاني شدن، فرهنگ و ارزش هاي بومي نمي بايست در تضاد با آن تلقي شود.
9- ايجاد تعامل بين تفكر جمعي و تفكر فردي.
10- انفجار ارزش ها در جهان كنوني و گسترش روزافزون آن؛ بنابراين شناخت ارزش هاي متقابل در جوامع چندمليتي و چندفرهنگي همچون ايران و سيستان و بلوچستان، الزام آور بنظر مي رسد و رسالت آموزش و پرورش بعنوان شكل دهنده انديشه و تفكر جمعي، تعيين كننده است.
11- انفجار علم و دانش در جهان كنوني و گسترش روزافزون آن؛ بدون شك سيستم آموزش در سيستان و بلوچستان را مي توان بسيار كهنه و ناكارآمد دانست، در حاليكه در جهان امروز دستيابي به دستاوردهاي آموزش مستلزم هماهنگي و همپايي آن با دانش روزآمد و تحولات و نوآوري جهاني و بكار كيري دانش جهاني در شرايط جاريست.
12- انفجار جمعيت در جهان كنوني.
13- ايجاد رابطه منطقي بين ارزش هاي مادي و معنوي.
14- عصر اطلاعات و دسترسي سريع به اطلاعات؛ مؤلفه اي كه عامل كليدي در جهش علمي نظام آموزش جهاني بوده و هست.