خیزش طالبانیزاسیون به درون بلوچستان
بقلم فارسی؛ ابراهیم حسین بر 15 می 2011
بلوچستان در حال حاضر با شورشیان بلوچ و خشونت های فرقه ای که زندگی هزاران تن از مردم را در برمیگیرد در حال مخامصه است، با این حال افراطیون مستقر در بلوچستان به سادگی نیروهای ارتش مانندی را جهت توسعه قلمرو خود بکار می گیرند.
به نظر می رسد طالبان در مناطق قبایلی خیبر، پشتون و بویژه همسایه جنوبی خود، بلوچستان، نفوذ فزاینده ای یافته اند. تفکر افراطی آنها در نامه ای که به تازگی توسط طالبان به چندی از مدارس دخترانه در مرکز استان، کویته، نوشته شده، آشکار است. این نامه به معلمان و مدیران از عواقب وخیمی هشدار می دهد که اگر آنها شیوه های طالبانی و تفکیک جنسیتی را در مدارس اجرا نکنند، این عواقب دامنگیر آنان خواهد شد!!. به نظر می رسد گسترش طالبانیسم در بلوچستان با رشد نگران کننده ای همراه بوده است و عمده ترین دلایل آنرا می توان رشد جغرافیا و جمعیت شناسی آنان و نیز بحران حکومتی در بلوچستان پاکستان دانست. چنانکه نواحی شمالی بلوچستان، از جمله کویته، جمعیت قابل توجهی از پشتون ها را شامل می شود.
کویته به عنوان پایتخت و مناطق مجاور آن همواره جمعیت های شناخته شده ای از محافظه کاران مذهبی و قبیله گراها را در فرهنگ محلی خود داشته است، کاملا شبیه به فرهنگ سایر مناطق پشتون نشین پاکستان. مناطق جغرافیایی پشتون نشین در استان بلوچستان در نواحی شمال از لحاظ استراتژیکی اهمیت بسیار بالایی دارند، زیرا به طور مستقیم در مقابل مناطق سنگر طالبان در افغانستان واقع شده است و عجیب آنکه پشتون ها بدون محدودیت بین مرزهای پاکستان و افغانستان تردد دارند.
شورشیان در جنوب افغانستان، تاثیر مستقیمی بر روی استان بلوچستان دارند چنانکه از ارتباط نزدیک طالبان افغانستان با جمعیت پشتون بلوچستان بسیار گفته شده است. احزاب سیاسی با گرایش راست مذهبی پاکستان حضور قوی در مناطق پشتون بلوچستان دارند. اعتقاد بر این است که برخی از حامیان آنها آشکارا به طالبان افغان در سازماندهی حملات تروریستی، تامین منابع مالی و جذب نیرو برای اخلال در امنیت افغانستان کمک می کنند. همچنین گاهی نیروهای مجروح طالبان در برخی از خانه ها و بیمارستان های خصوصی کویته درمان می شوند.
برخی معتقدند فرمانده طالبان، ملا محمد عمر در کویته بلوچستان مخفی شده است. از همه بدتر آنکه، برخی از سران القاعده، تحت فشار عملیات های نظامی و حملات هواپیماهای بدون سرنشین در مناطق قبایلی خیبر و پشتون، بلوچستان را به گذرگاه و پناهگاه با شبکه ای از هزاران تروریست و بمب متحرک و تعلیم یافته های حوزه های علمیه که با تامین مالی بوسیله پول نفت عربستان تاسیس و اداره می شوند، تبدیل کرده اند.
بلوچستان همچنین منابع عمدتاً غیرنظامی (مانند غذا، سوخت و مصالح ساختمانی) را به افغانستان ترانزیت می کند. کوتاهترین مسیر، مسیر جنوبی است که با عبور از سند و منطقه مرزی چمن بلوچستان به جنوب افغانستان راه می یابد. مسیر طولانی تر که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد مسیر شمالی است که پس از عبور از سند، پنجاب، منطقه پشتون نشین خیبر و "مرز تورخم" با مرکز و شمال افغانستان متقاتع است. ایالات متحده نیز بطور آگاهانه بوسیله هواپیماهای بدون سرنشین با پرواز از نوار بیابانی در اطراف بلوچستان علاوه بر انجام عملیات های ویژه علیه طالبان و القاعده، به جابجایی مواد مخدر در مناطق مرزی می پردازد. (روزنامه گاردین).
تاکنون از تجهیز نظامی طالبان پاکستان بوسیله بلوچستان موردی گزارش نشده است. اما این احتمال وجود دارد که برخی از آنها بوسیله تحریک طالبان پاکستان (TTP) تشویق می شوند و موفقیت های آنان موجب انگیزش بیشتر در جهت عملکرد قبیله ای و توانایی برای به چالش کشیدن ارتش پاکستان می شود. و این ممکن است به این سوال پاسخ دهد که چرا طالبان در بلوچستان تصمیم به حرکت به مرحله بعدی دارند؛ به چالش کشیدن حاکمیت اسلام آباد و تلاش برای رسمیت بخشیدت به ماهیت تروریستی خود. تهدیدات و روش های ایجاد ارعاب آنان، درست سیاستی است که شبه نظامیان در سوات و دیگر بخش های پشتون نشین خیبر و مناطق قبایلی دنبال می کنند.
جامعه بلوچستان همواره قربانی فضای ناامنی بوده است که همچنین شورشیان بلوچ وابسته به طالبان ایجاد کرده اند، این مسئله دردآور که نیز ضعف سیستم حکومتی را می رساند، فرصت های بیشتری را برای عوام فریبی و طراحی راه حل های به سبک طالبان برای مشکلات مردم فراهم نموده است. البته مردم بلوچ تجارب تلخی از خشونت و بی رحمی ارتش پاکستان دارند، اما ایجاد شرایط برای رشد طالبان می تواند به مراتب خطرناک تر از ارتش طالبان باشد. طالبانیزاسیون بلوچستان به سادگی به سمت به چالش کشاندن ارتش به منظور محدود کردن حکومت در حال حرکت است. با این حال، بدلیل فرهنگ محافظه کار محلی به عنوان محیطی مناسب برای رشد و توسعه ایدئولوژی طالبان که البته با سیاست و دخالت کشورهای عربی در دراز مدت ایجاد شده است، هر گونه اقدام نظامی بالقوه علیه طالبان در بلوچستان آسان نخواهد بود. اگر طالبان قانون و شرایط قانونی را ایجاد کنند، آنها می توانند به راحتی در میان مردم پنهان و یا ناشناخته باشند. این به این معنی است که ارتش پاکستان نمی تواند در از بین بردن طالبان سرعت عمل داشته باشد و هر گونه عملیات احتمالی نظامی به طور یقین معادل پیروزی نخواهد بود.
چرا طالبانیزاسیون در بلوچستان خطرناک تر است؟ چرا که ارتش پاکستان تا مارس 2004 هرگز به مناطق قبایلی آنجا وارد نشده بود و تمرکز ارتش پاکستان بر دخالت نظامی در این منطقه بیان کننده شدت وخامت اوضاع در این منطقه است. بلوچستان، مانند سوات، یکی از مناطق ملتهب پاکستان است. علاوه بر این، بلوچستان دارای مرز طولانی با پنجاب و سند و مناطق پشتون نشین کراچی است و هر گونه هرج و مرج در قلمرو پشتون نشین باعث انتقال آن به مرکز پاکستان خواهد شد، بنابراین ارتش نمی تواند منطقه حیاتی در امتداد دره سند را از هرج و مرج مناطق پشتون حفظ کند. برای ایجاد ثبات و امنیت در پاکستان، بلوچستان و نیز مرزهای غربی پاکستان در امتداد بلوچستان ایران، می بایست ریشه های طالبان را قبل از تثبیت جایگاه آنان در بلوچستان از بین برد.